بدون اصطکاک نه می‌توانستیم راه برویم، نه خودرو فرمان می‌شد و نه مدادی روی کاغذ خطی می‌انداخت. در این مطلب به زبان ساده می‌گوییم اصطکاک چیست، از کجا می‌آید، چرا یخ لیز است و چگونه مهندسان گاهی آن را بیشتر و گاهی کمتر می‌کنند.

اگر فردا اصطکاک ناگهان از جهان حذف شود، زندگی در چند دقیقه به هم می‌ریزد: راه رفتن غیرممکن می‌شود، خودروها هرگز متوقف نمی‌شوند، دکمه‌ی لباس باز می‌شود و مداد روی کاغذ خطی نمی‌اندازد. اصطکاک آن نیروی آشنا و گاه ناخوشایند است که در هر تماس دو سطح با هم ظاهر می‌شود. در این متن می‌خواهیم به زبانی ساده ببینیم اصطکاک چیست، از کجا می‌آید و چرا هم دشمن ماست و هم بهترین دوست ما.

۱. اصطکاک چیست؟

وقتی دو سطح روی هم می‌لغزند، نیرویی در جهت مخالف حرکت ظاهر می‌شود که به آن نیروی اصطکاک می‌گویند. این نیرو همیشه سعی می‌کند حرکت را کند کند یا جلوی شروع آن را بگیرد.

اما از کجا می‌آید؟ در نگاه اول سطوح صاف به نظر می‌رسند؛ اما زیر میکروسکوپ، هر سطحی پر از ناهمواری‌های ریز است؛ مثل کوه‌ها و دره‌های بسیار کوچک. وقتی دو سطح روی هم می‌لغزند، این ناهمواری‌ها در هم گیر می‌کنند، شکسته می‌شوند و دوباره ساخته می‌شوند. نتیجه‌ی این زورزدن‌های ریز، همان نیرویی است که لمسش می‌کنیم.

رویاره‌ی یخ صاف و براق با انعکاس نور
چرا یخ لیز است؟ رازش در لایه‌ی نازک آب روی سطح یخ است

۲. دو نوع اصطکاک مهم

فیزیکدان‌ها اصطکاک را به دو حالت اصلی تقسیم می‌کنند:

الف) اصطکاک ساکن

سطح‌های دیگر در حال لغزش نیستند اما آماده‌اند. این اصطکاک است که مانع می‌شود قفسه‌ی سنگین با یک لمس جابه‌جا شود. نکته‌ی مهم این است که اصطکاک ساکن معمولاً از اصطکاک لغزشی بزرگ‌تر است؛ به همین دلیل به حرکت‌انداختن یک جسم از سکون، سخت‌تر از ادامه‌دادن حرکت آن است.

ب) اصطکاک لغزشی

وقتی دو سطح واقعاً روی هم می‌لغزند؛ مثل اسکی روی برف یا ترمزگیری روی آسفالت خیس. این اصطکاک با سرعتِ نسبی دو سطح همراه است و همیشه مخالف جهت حرکت عمل می‌کند.

۳. چرا یخ لیز است؟

سؤال ساده‌ای که پاسخش شگفت‌انگیز است. برای مدت‌ها تصور می‌شد یخ به این دلیل لیز است که ناهمواری‌هایش کم است. اما بخش مهم ماجرا چیز دیگری است: زیر فشار، سطح یخ کمی ذوب می‌شود و لایه‌ی بسیار نازکی از آب روی آن شکل می‌گیرد.

این لایه‌ی آب نقش روان‌کننده را بازی می‌کند؛ مانند روغنی که میان قطعات موتور می‌ریزیم. وقتی اسکیت‌باز روی تیغه‌ی اسکیت می‌ایستد، فشارِ متمرکز و اندکی گرمای اصطکاک، ذوب موضعی سطح یخ را بیشتر می‌کند و اسکیت عملاً روی یک فیلم آب لیز می‌خورد.

هرچه سطح تماس لیزتر و لایه‌ی روان‌کننده غلیظ‌تر باشد، نیروی اصطکاک کوچک‌تر می‌شود.

۴. اصطکاک؛ دشمن یا دوست؟

بستگی دارد از چه زاویه‌ای نگاه کنیم:

  1. به‌عنوان دوست: اصطکاک پا و زمین، راه رفتن را ممکن می‌کند؛ لنت ترمز خودرو را متوقف می‌کند و کبریت را روشن می‌کند.
  2. به‌عنوان دشمن: در موتور خودرو، اصطکاک میان قطعات انرژی را به گرما تبدیل می‌کند و عمر قطعات را می‌کاهد؛ به همین دلیل از روغن استفاده می‌کنیم.

نکته‌ی جالب: درباره‌ی «کندشدنِ» دوچرخه‌سوارها تصور می‌شد عامل اصلی، اصطکاک باد است؛ اما بخش بزرگی از مقاومت غلتشی از تغییر شکل لاستیک در نقطه‌ی تماس با زمین می‌آید. به همین دلیل لاستیک بادِکم انرژی بیشتری می‌بلعد و رکاب‌زدن سخت‌تر می‌شود.

۵. مهندسی اصطکاک

ما مدام اصطکاک را تنظیم می‌کنیم، بدون اینکه اسمش را به زبان بیاوریم. آشپز هنگام برش سبزیجات از تیغه‌ی تیز استفاده می‌کند تا نیرو در سطح کوچکتری متمرکز شود. در وسایل نقلیه از یاتاقان و بلبرینگ استفاده می‌شود تا لغزش جای خود را به غلتش بدهد؛ چون اصطکاک غلتشی بسیار کمتر از اصطکاک لغزشی است. و در باندهای فرسایشی جاده، دانه‌های ریز سنگ برای اصطکاک بیشتر به آسفالت اضافه می‌شوند تا باران، جاده را لیز نکند.

خلاصه

اصطکاک نیرویی است که در تماس دو سطح و در مخالف جهت لغزش آن‌ها ظاهر می‌شود و ریشه‌اش ناهمواری‌های میکروسکوپی سطوح است. اصطکاک ساکن از لغزشی بزرگ‌تر است، یخ به دلیل لایه‌ی آبِ روی سطحش لیز است و ما مدام در حال تنظیم این نیرو هستیم: با روغن، بلبرینگ، لنت ترمز و لاستیک. اصطکاک هم کاری می‌کند که حرکت کردن ممکن شود و هم کاری که متوقف‌شدن ممکن شود؛ و همین دوگانگی، آن را به یکی از مفیدترین نیروهای زندگی روزمره تبدیل کرده است.

اشتراک‌گذاری: