لمس دستگیره‌ی فلزی در زمستان و آن جرقه‌ی ریز و ناگهانی؛ پوست‌های آلوده به الکتریسیته‌ی ساکن همه‌ی ما را درگیر کرده‌اند. در این مطلب توضیح می‌دهیم الکتریسیته‌ی ساکن چیست، چرا با هوای خشک شدید می‌گیرد، چه ربطی به ابر و آذرخش دارد و چگونه با چند راهکار ساده از شرش خلاص شویم.

از تجربه‌های قدیمی و آزاردهنده‌ی فصل سرد است: پتو را از روی مبل برمی‌داریم و صدای تریق‌تریق می‌آید؛ مو‌هایمان به شانه می‌چسبند؛ و لحظه‌ی لمس دستگیره‌ی فلزی در، جرقه‌ی ریز و تیزی ما را می‌جاند. همه‌ی این‌ها به یک پدیده‌ی واحد برمی‌گردند: الکتریسیته‌ی ساکن. در این متن می‌خواهیم ببینیم این «برقِ بی‌سیم» دقیقاً از کجا می‌آید، چرا در زمستان بیشترین اذیت را می‌کند و چه نسبتی با آذرخش‌های آسمان دارد.

۱. اتم و بار الکتریکی

هر اتم از هسته‌ی مثبت و الکترون‌های منفیِ پیرامونش ساخته شده. در حالت عادی، تعداد بارهای مثبت و منفی برابر است و جسم از بیرون، خنثی به نظر می‌رسد.

اما الکترون‌ها اجزای سرکش اتم‌اند؛ به‌ویژه در برخی مواد مثل پلاستیک، پشم و مو، الکترون‌ها نسبتاً آزادند و با کمی تحریک می‌توانند از جسمی به جسم دیگر کوچ کنند. همین کوچ کوچ‌های ریز، شروع همه‌ی ماجراست.

۲. برق ساکن چگونه ساخته می‌شود؟

وقتی دو جسم با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند و سپس از هم جدا می‌شوند، الکترون‌ها گاهی از سطح یکی به سطح دیگری منتقل می‌شوند. نتیجه:

  1. جسمی که الکترون گرفته، بار منفی اضافه پیدا می‌کند.
  2. جسمی که الکترون از دست داده، بار مثبت پیدا می‌کند.
  3. چون این بارها جایی برای رفتن ندارند، روی سطح «می‌نشینند» و منتظر فرصتی برای تخلیه می‌مانند؛ به همین دلیل به آن برقِ «ساکن» می‌گویند.
ماهیت الکترون‌ها و انتقال بار میان دو جسم
الکترون‌ها هنگام تماس و جدا شدن سطوح، جابه‌جا می‌شوند و بار ساکن می‌سازند

این فرایند با نام «الکتریسیته‌ی اصطکاکی» شناخته می‌شود؛ اما دقیق‌ترش این است که تماس و جدایی سطوح، عامل اصلی است؛ اصطکاک فقط تماس را صمیمی‌تر و جدایی را پرتنش‌تر می‌کند.

۳. چرا زمستان؟ نقش رطوبت

این پرسش، کلید حل معماست. در هوای مرطوب، لایه‌ی نامرئی از رطوبت روی سطح اجسام می‌نشیند و الکترون‌های اضافی را به‌آرامی و به‌طور تدریجی هدایت می‌کند و دفع می‌کند؛ بارها فرصت انباشته‌شدن پیدا نمی‌کنند.

اما در هوای خشک زمستانی، این سپر طبیعی وجود ندارد؛ به‌خصوص که بخاری‌های خانه هوا را خشک‌تر هم می‌کنند. بارها روی لباس پشمی، بدن و مو می‌مانند و انباشته می‌شوند تا اینکه نزدیک‌ترین مسیر تخلیه را پیدا کنند: دستگیره‌ی فلزی در، بدنِ همکار یا لبه‌ی خودرو.

هوای خشک، عایق بهتری است؛ و هرچه عایق بهتر، انباشت بار بیشتر و جرقه‌ی نهایی قوی‌تر.

۴. جرقه چگونه می‌پرد؟

وقتی جسم باردار به رسانایی نزدیک می‌شود، اختلاف بار آن‌قدر زیاد می‌شود که حتی هوای میان‌شان، که عایق است، مقاومت می‌کند و شکسته می‌شود؛ الکترون‌ها با سرعت از میان هوای یون‌شده عبور می‌کنند و همان نور و صدای ناگهانی را می‌سازند. هرچه فاصله کمتر و بار بیشتر، جرقه قوی‌تر.

نکته‌ی جالب: شدت این جرقه‌های کوچک در لحظه‌ی تخلیه، به هزاران ولت می‌رسد؛ اما چون جریان و مدت‌شان بسیار کم است، خطر جدی ندارند. فقط درجه‌ای درد و کمی ترس.

۵. از دستگیره‌ی در تا آذرخش

ابرهای طوفانی هم دقیقاً همین کار را می‌کنند؛ فقط در مقیاسی نجومی. برخورد قطره‌های آب و بلور‌های یخ درون ابر و بالا و پایین‌رفتن آن‌ها در جریان‌های هوای، بارها را از هم جدا می‌کند: بخش بالای ابر مثبت و بخش پایین منفی می‌شود. وقتی اختلاف بار به حد بحرانی برسد، هوای میان ابر و زمین می‌شکند و آذرخش، در اصل همان جرقه‌ی دستگیره‌ی در است؛ فقط به طول چند کیلومتر و با شدتی که صاعقه را نتیجه دارد.

۶. چگونه کمتر جرقه بپریم؟

راه‌کارها همه بر یک منطق ساده بنا شده‌اند: یا از انباشت بار جلوگیری کنیم یا تخلیه را آرام انجام دهیم:

  • افزودن رطوبت به هوای خانه با دستگاه بخور سرد
  • پرهیز از لباس‌های کاملاً مصنوعی در لایه‌های زیرین و ترجیح الیاف طبیعی
  • لمسِ اول اشیای فلزی با یک جسم فلزی دیگر (مثل کلید) تا تخلیه از طریق کلید انجام شود نه پوست حساس انگشت
  • نگه‌داشتن پوست دست‌ها نرم و مرطوب در زمستان

خلاصه

برق ساکن، حاصل جابه‌جایی الکترون‌ها هنگام تماس و جدایی سطوح است؛ جسمی بار منفی اضافه و دیگری بار مثبت پیدا می‌کند و این بارها منتظر فرصت تخلیه می‌مانند. هوای خشک زمستانی، دشمن اصلی ماست چون رطوبت، سپر تخلیه‌ی طبیعی است. جرقه‌ی دستگیره‌ی در و آذرخشِ ابر، دو سر یک طیف‌اند؛ یکی در مقیاس انگشت و دیگری در مقیاس کیلومتر؛ و هر دو یادآور یک حقیقت قدیمی: نیرویی که یونانی‌ها با مالش کهربا کشفش کردند، امروز دستگیره‌ی در خانه‌ی ما را هم صاحب‌نشان کرده است.

اشتراک‌گذاری: